مسیر مطالعه

روایت شناسی چیست

روایت شناسی چیست
روایت شناسی یا نریتولوژی، شاخه ای از مطالعات ادبی است که رویدادهای یک داستان را از شیوه بیان آن جدا می کند و به این پرسش پاسخ می دهد که چه کسی، چه چیزی را و چگونه روایت می کند. این دانش نشان می دهد یک داستان واحد چگونه می تواند از زاویه دیدها و ترتیب زمانی متفاوتی روایت شود؛ ابزاری برای خواندن عمیق تر و نوشتن داستانی منسجم تر.

روایت شناسی چه چیزی را بررسی می کند؟

مفهوم روایت شناسی و بررسی شیوه بیان داستان
مفهوم روایت شناسی و بررسی شیوه بیان داستان

برای فهم اینکه روایت شناسی چیست، باید از همین سوال ساده شروع کرد: وقتی داستانی می خوانیم، معمولا فقط دنبال این هستیم که چه اتفاقی می افتد. اما روایت شناسی در ادبیات یک قدم جلوتر می رود و می پرسد این اتفاق چگونه به ما گفته شده است. تفاوت میان خواندن ساده و تحلیل ساختار روایت همین جاست. علم روایت شناسی به قواعد و الگوهایی می پردازد که پشت هر روایت قرار دارند، نه صرفا نقد یک اثر خاص، و به همین دلیل مبانی نظریه روایت را می توان روی هر داستانی پیاده کرد.

چرا شناخت روایت برای خوانندگان و نویسندگان مهم است؟

آموزش روایت شناسی تنها یک بحث دانشگاهی نیست. برای خواننده، شناخت این مفاهیم لذت خواندن را عمیق تر می کند؛ چون می تواند تشخیص دهد چرا یک راوی حقیقت را پنهان می کند یا چرا داستان با فلاش بک آغاز شده است. برای نویسنده نوقلم، روایت شناسی داستان ابزاری عملی است تا زاویه دید مناسب را انتخاب کند و فاصله میان خواننده و شخصیت ها را تنظیم کند؛ کسی که با این مفاهیم آشناست، نقاط ضعف پیرنگ را در بازنویسی راحت تر پیدا می کند.

تفاوت داستان و روایت چیست؟

تفاوت داستان و روایت
تفاوت داستان و روایت

هر متن روایی از دو لایه تشکیل شده است؛ داستان و روایت. داستان همان زنجیره رویدادهاست، یعنی چه اتفاقی، برای چه کسی و به چه ترتیب زمانی افتاده است. روایت اما شیوه بیان همان رویدادهاست؛ اینکه چه کسی آن را تعریف می کند، از کجا شروع می شود و چه بخش هایی پنهان می ماند. برای نمونه، وقتی علی صبح کلیدش را گم می کند و عصر آن را روی یخچال پیدا می کند، این توالی همان داستان است.

اما اگر فیلمی ماجرا را از غروب آغاز کند و با فلاش بک به صبح برگردد، یا راوی ابتدا دروغ بگوید که کلید دزدیده شده، این ها دو روایت متفاوت از یک داستان یکسان هستند. همین تفاوت داستان و روایت به نویسنده اجازه می دهد نظم زمانی را برهم بزند و کنجکاوی خواننده را حفظ کند.

عناصر اصلی روایت شناسی کدام اند؟

عناصر اصلی روایت شناسی
عناصر اصلی روایت شناسی

عناصر روایت شناسی شامل چند بخش اصلی است که هر کدام نقشی متفاوت در شکل گیری یک روایت دارند. جدول زیر خلاصه ای از این عناصر را نشان می دهد.

عنصر توضیح
راوی و زاویه دید مشخص می کند چه کسی داستان را تعریف می کند و رویدادها از چشم چه کسی دیده می شوند
زمان روایی ترتیب، سرعت و تعداد دفعات روایت شدن یک رویداد را نشان می دهد
مکان و جهان داستان فضا و قوانینی است که شخصیت ها در آن زندگی و کنش می کنند
پیرنگ زنجیره علت و معلولی رویدادها که ساختار کلی داستان را می سازد
کانون شدگی پرسش چه کسی می بیند یا ادراک می کند را از پرسش چه کسی سخن می گوید جدا می کند

راوی و زاویه دید در روایت

نمایش راوی و زاویه دید در داستان
نمایش راوی و زاویه دید در داستان

راوی همان کسی است که داستان را برای ما تعریف می کند. اگر داستان گم شدن کلید را از زبان علی و به صورت اول شخص بشنویم، احساس نزدیکی بیشتری داریم؛ اما اگر راوی سوم شخص و دانای کل باشد، می توانیم ذهن چند شخصیت را هم زمان ببینیم. همین تغییر زاویه دید در داستان، حس خواننده نسبت به همان ماجرا را کاملا عوض می کند.

زمان و مکان در ساختار روایت

وقتی می پرسیم ساختار روایت چیست، بخش مهمی از پاسخ به شیوه بازی نویسنده با زمان برمی گردد. زمان داستان همان ترتیب واقعی رویدادهاست، اما زمان روایت می تواند با فلاش بک یا مکث روی یک لحظه خاص، تجربه خواننده را تغییر دهد. مکان نیز همراه با زمان، فضایی می سازد که شخصیت ها در آن زندگی و کنش می کنند و بستر باورپذیری داستان است.

پیرنگ و ساختار روایی

پیرنگ به ترتیب علت و معلولی رویدادها اشاره دارد؛ یعنی هر اتفاق چرا و چگونه به اتفاق بعدی منتهی می شود. ساختار داستان و روایت وقتی خوب کار می کند که خواننده هر تصمیم شخصیت را نتیجه منطقی موقعیت پیشین ببیند، نه اتفاقی تصادفی؛ برای نمونه، همان گم شدن کلید می تواند سرآغاز زنجیره ای از تصمیم های بعدی شخصیت باشد.

نظریه روایت شناسی و مهم ترین نظریه پردازان

نظریه روایت شناسی از دل جنبش ساختارگرایی در دهه های شصت و هفتاد میلادی بیرون آمد. تزوتان تودوروف در سال ۱۹۶۹، اصطلاح فرانسوی روایت شناسی را در کتاب دستور زبان دکامرون وضع کرد و آن را علم روایت نامید. رولان بارت، ژرار ژنت، گرماس و پراپ نیز هر کدام الگویی برای تحلیل ساختار داستان پیشنهاد دادند. برای مطالعه بیشتر می توانید به منبع Narratology در ویکی پدیا یا تاریخ نقد ادبی کمبریج مراجعه کنید.

ژرار ژنت و روایت شناسی

کتاب‌های نظری ادبی درباره روایت شناسی و ژرار ژنت
کتاب‌های نظری ادبی درباره روایت شناسی و ژرار ژنت

ژرار ژنت و روایت شناسی تقریبا با هم گره خورده اند. او واقعیت روایی را به سه سطح تقسیم کرد؛ داستان به عنوان ماده خام رویدادها، متن روایی به عنوان شکل نهایی نوشته شده، و کنش روایت گری به عنوان فرآیند تولید آن توسط راوی. ژنت هم چنین پرسش چه کسی می بیند را از پرسش چه کسی سخن می گوید جدا کرد؛ یعنی راوی و زاویه دیدی که رویدادها از آن ادراک می شوند، لزوما یکی نیستند.

انواع روایت در ادبیات چگونه دسته بندی می شوند؟

انواع روایت در ادبیات را می توان از چند زاویه بررسی کرد؛ بر اساس حضور راوی، واقع نمایی و ساختار زمانی. جدول زیر مهم ترین این دسته بندی ها را نشان می دهد.

معیار دسته بندی انواع روایت
حضور راوی روایت اول شخص یا درون داستانی، و روایت سوم شخص یا برون داستانی
واقع نمایی روایت داستانی درباره جهانی تخیلی، و روایت غیرداستانی درباره رویدادهای واقعی
ساختار زمانی روایت خطی با ترتیب طبیعی رویدادها، و روایت غیرخطی با فلاش بک یا فلاش فوروارد
سطح روایی روایت درجه اول مستقل، و روایت درجه دوم یا مطبق که درون روایتی دیگر جای می گیرد

تحلیل روایت چگونه انجام می شود؟

مراحل تحلیل روایت از داستان تا پیرنگ
مراحل تحلیل روایت از داستان تا پیرنگ

برای تحلیل روایت یک متن، می توان مسیری ساده و مرحله ای را دنبال کرد. نخست باید داستان را از روایت جدا کرد و پرسید چه اتفاقی افتاده و چه کسی آن را چگونه تعریف می کند. سپس نوع راوی و زاویه دید مشخص می شود و پس از آن، زمان مندی روایی بررسی می شود؛ یعنی نظم رویدادها و سرعت روایت. در نهایت، پیرنگ و رابطه علت و معلولی میان رویدادها تحلیل می شود تا مشخص شود داستان چگونه به سمت پایان خود حرکت می کند. اگر پس از این تحلیل به دنبال آثار داستانی برای تمرین هستید، می توانید در فروشگاه انتشارات گیوا کتاب های ادبی و داستانی متناسب با علاقه خود را پیدا کنید.

چگونه روایت شناسی را یاد بگیریم؟

پاسخ به پرسش «روایت شناسی چیست» تنها آغاز راه است؛ یادگیری این حوزه بسته به مخاطب، مسیرهای متفاوتی دارد. برای مبتدیان، بهتر است از همان پرسش پایه چه کسی، چه چیزی را، چگونه روایت می کند شروع کرد و تفاوت داستان و روایت را با مثال های ساده تمرین کرد. دانشجویان ادبیات می توانند وارد دستنامه های مقدماتی روایت شناسی شوند. نویسندگانی که می خواهند از این دانش در نوشتن استفاده کنند، بهتر است روی پاراگراف های آغازین چند رمان یا داستان کوتاه تمرین کنند و راوی، زمان و زاویه دید را در همان چند خط اول شناسایی کنند؛ این تمرین عملی، درک نظری را به مهارت نوشتن نزدیک تر می کند.

کتاب ها و منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر درباره روایت شناسی

کتاب‌های ادبی و منابع مطالعه روایت شناسی
کتاب‌های ادبی و منابع مطالعه روایت شناسی

برای کسانی که می خواهند فراتر از تعریف روایت شناسی پیش بروند، مطالعه منابع تخصصی این حوزه مفید است؛ از جمله آثاری که به تفصیل به نظریه ژرار ژنت و ساختار پیرنگ می پردازند. کنار این منابع نظری، خواندن خود آثار داستانی نیز بخش مهمی از یادگیری روایت شناسی است، چون مفاهیم نظری تنها در کنار متن های واقعی معنا پیدا می کنند.

علاقه مندان می توانند در فروشگاه انتشارات گیوا میان کتاب های ادبی، دانشگاهی و آموزشی، عناوینی متناسب با این مسیر مطالعه را جست وجو کنند و به تدریج کتابخانه شخصی خود را در حوزه نظریه ادبی و داستان نویسی کامل تر کنند. اگر با چالش زاویه دید یا زمان روایت در داستان خود روبه رو شده اید، خوشحال می شویم تجربه تان را با ما در میان بگذارید.

سوالات متداول

روایت شناسی چیست و چه کاربردی دارد؟

روایت شناسی شاخه ای از مطالعات ادبی است که به جای محتوای داستان، به شیوه بیان آن می پردازد و مشخص می کند چه کسی، چه چیزی را و چگونه روایت می کند؛ این دانش به خوانندگان کمک می کند داستان را عمیق تر بفهمند و به نویسندگان کمک می کند ساختاری منسجم تر بسازند.

تفاوت داستان و روایت چیست؟

داستان زنجیره رویدادهایی است که به ترتیب زمانی طبیعی رخ می دهند، در حالی که روایت شیوه بیان همان رویدادهاست و می تواند با فلاش بک، حذف یا تغییر زاویه دید، ترتیب و حس آن ها را تغییر دهد.

عناصر اصلی روایت شناسی کدام اند؟

مهم ترین عناصر شامل راوی و زاویه دید، زمان روایی، مکان و جهان داستان، پیرنگ و کانون شدگی است که هر کدام نقشی متفاوت در شکل دادن به تجربه خواننده دارند.

ژرار ژنت چه نقشی در نظریه روایت شناسی دارد؟

ژرار ژنت در کتاب گفتار روایی، واقعیت روایی را به سه سطح داستان، متن روایی و کنش روایت گری تقسیم کرد و پرسش چه کسی می بیند را از پرسش چه کسی سخن می گوید جدا کرد؛ این تفکیک یکی از پایه های نظریه روایت شناسی مدرن است.

تحلیل روایت چگونه انجام می شود؟

تحلیل روایت معمولا با جدا کردن داستان از روایت آغاز می شود، سپس نوع راوی و زاویه دید بررسی می شود، زمان مندی روایی از نظر ترتیب و سرعت تحلیل می شود و در پایان پیرنگ و رابطه علت و معلولی رویدادها مورد بررسی قرار می گیرد.

آیا روایت شناسی فقط برای نویسندگان کاربرد دارد؟

خیر؛ اگرچه روایت شناسی ابزاری کاربردی برای نویسندگان است، خوانندگان و علاقه مندان ادبیات هم با آشنایی با این مفاهیم می توانند داستان ها را با درک عمیق تری بخوانند و تحلیل کنند.

برای اطلاعات بیشتر به وب‌سایت گیوا مراجعه کنید.

منابع

نظر شما

مطالب مرتبط

ورود / ثبت‌نام

لطفا ایمیل یا شماره موبایل خود را وارد نمایید